اولین پست سال 94 (سال نو مبارک)


سلام به پسر عزیزم وسلام به همه دوستای گلــــــــــــــــــــــــــم
سال نو همگی مبارک

پسر نازم هر کاری کردم نرسیدم قبل سال نو بیامو وبتو آپ کنم به همین خاطر تصمیم گرفتم بلا فاصله بعد تحویل سال نو بیامو وبتو آپ کنم
عزیز دلم الان تقریبا نزدیک به نیم ساعته که از تحویل سال نو میگذره و شما هم در کنار بابا امیر تو خواب ناز هستی
محمدطاهای عزیزم امیدوارم سال نو سال خوب و پر باری برای همه و برای ما هم باشه
خوب حالا میخوایم بریم سراغ ماجرای این چند روز

برو ادامه عکسای پسرمو ببین

چهارشنبه سوری که خیلــــــــــــــــــــــی خوش گذشت



دیروز با هم سفره هفت سین چیدیم
خیلی دوست داشتی همش ازم میپرسیدی مامان اینا برای چیه

سفره هفت سین خونه ما


اینم از بالن آرزوها که میخواستیم شب چهارشنبه سوری هوا کنیم ولی چون اون شب
هوا بارونی بود تصمیم گرفتیم بزاریم برای شب عید

از وقتی اینا رو واسط گرفته بودیم همش میگفتی پس کی میریم بالن بندازیم بالا
خیلی دوست داشتی ببینی
ما هم دیشب یعنی شب عید با عمه حدیث و عمو حامد رفتیم بیرون تا بهت نشون بدیم








اونقد خوشت اومده بود که همش نگاه میکردی و میخواستی بدونی تا کجا میره بالا





امیدوارم واز خدای بزرگ میخوام تو این سال جدید آرزوهای همه رو برآورده کنه
محمدطاهای عزیز من هم به آرزوهای قشنگش برسه


و اما عیدی گل پسری
تبلت که خیلی دوست داشتی که داشته باشی
من و بابا امیرم همش دنبال فرصتی میگشتیم تا برای یه مناسبتی برات بخریم
امیدوارم دوستش داشتی باشی
هرچند وقتی دیدی خیلــــــــــــــــــــــی ذوق کردی



مبارکت باشه عزیزم

با خوبی ها وبدی ها ،هر آنچه که بود ؛برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد
برگی دیگر از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری وبهارت جاودانه باد
خیلیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوستت دارم

محمد طاهای عزیزم تا این لحظه 3 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره



اولین پست سال 94 (سال نو مبارک) 















